تبلیغات
مجله علمی تفریحی سرگرمی گیلاس - مطالب جك
مجله علمی تفریحی سرگرمی گیلاس
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 6 تیر 1390

تو جاده پلیس جلو یه ماشین رو می گیره و

میگه چون از صبح تنها کسی هستی

که کمربند ایمنی بستی برنده 100هزار تومن پول شدی.

حالا می خوای باهاش چیکار کنی؟

می گه: می رم گواهینامه می گیرم .

زنش سریع می گه: جناب این وقتی اکس می زنه پرت و پلا می گه .

بچشون از اون پشت می گه: بابا نگفتم با ماشین دزدی قاچاق نکنیم؟

یه صدا از صندوق می یاد : از مرز رد شدیم یا نه؟!

 *

غضنفر پتروس فداكار را با دهقان فداكار اشتباه می گیره

میره انگشت تو چشم راننده قطار !

*

میدونی M T N ایرانسل یعنی چی ؟

یعنی تلفن ندیده !

*

مامانه به غضنفر میگه میدونم شیطون گولت زد موهای خواهرتو کشیدی!

غضنفر میگه آره ولی لگدی که زدم تو شیکمش ابتکار خودم بود!!!

*

قوانین دیدن:

اگه همه ی بازی رو ببینین ، ۰-۰ میشه!

اگه بازی رو نبینی ، بالای ۲ گل داره

اگه بری دستشویی ، همون لحظه گل میزنن

 *

مادر : پسرم ، من دارم می رم خرید یه وقت به كبریت دست نزنی ها

پسربچه : نه مامان جون من خودم فندك دارم !

*

یه نفر تو تاکسی جو گیر میشه کرایه راننده

رو هم حساب میکنه

*

یارو صبح یه لیوان خاكشیر میخوره

تا شب پشتک میزنه كه ته‌نشین نشه!

*






طبقه بندی: جك، 
برچسب ها: جک 2012، جک روزانه، جک جدید جدید جدید، جک 90، جک بزرگسال، جک خیلی خنده دار، جک ایرانی خنده دار،
ارسال توسط علی
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 26 خرداد 1390
20 داستان خنده دار از ملا نصرالدین
شاید بسیاری از جوانان بگویند، ملانصرالدین دیگه چیه و این قصه ها دیگه قدیمی شده. ولی باید گفت که روایت های ملانصرالدین تنها متعلق به کشور ما و یا مشرق زمین نیست. شاید شخصیت او مربوط به دوران قدیم است ولی پندهای او متعلق به تمام فرهنگ ها و دورانهاست.

ملانصرالدین شخصیتی است که داستان هایش تمامی ندارد و هنوز که هنوز است حکایات بامزه ای که اتفاق می افتد را به او نسبت می دهند و حتی او را با بسیاری از موضوعات امروزی همساز کرده اند.

در کشورهای آمریکایی و روسیه او را بیشتر با شخصیتی بذله گو و دارای مقام والای فلسفی می شناسند. به هر حال او سمبلی است از فردی که گاه ساده لوح و احمق و گاه عالم و آگاه و حاضر جواب است که با ماجراهای به ظاهر طنزآلودش پند و اندرزهایی را نیز به ما می آموزد.
مدیر سایت:  همه داستان ها خنده دار نیست ولی به خواندنش می ارزه


ادامه مطلب
طبقه بندی: جك،  خنده دار،  داستان کوتاه، 
برچسب ها: خنده دار از ملا نصرالدین، خنده دار ملا نصرالدین، داستان ملا نصرالدین، ملانصرالدین، بذله گو، ساده لوح، ساده لوح و احمق، حاضر جوابی ملا نصرالدین، روایت های ملانصرالدین، داستان ماه بهتر، داستان گم شدن ملا، داستان خانه ملا، داستان ملا و گوسفند، داستان لباس نو، داستان نردبان فروشی ملا،
ارسال توسط علی
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 2 خرداد 1390
یه روز به یه مرد یه اسب می دن که برای اولین بار اسب سواری کنه اون هم بدون زین خلاصه مرد سوار اسب میشه و اسب همینطور که یورتمه می ره مرد به طرف عقب سر می خوره تا اینکه پس از مدتی به انتهای اسب (دم اسب) می رسه.

ناگهان داد می زنه: این اسب تموم شد یکی دیکه بیارین!!!
**************************************
یکی رفت انگلیس. صبح پاشد با زنش رفت بیرون توی خیابون.
یه مرده از کنارشون رد شد و گفت: «گود مورنینگ سر». اون جواب داد: «سر مورنینگ گود»!
زنش پرسید اوا آقا جعفر چی شد؟
گفت هیچی! این یارو انگلیسیه گفت: «سلام علیکم» و منم بهش گفتم: «علیکم سلام»
*************************************
یکی خیلی کار بد کرده بوده می برنش جهنم.
تو وسط راه میگن به تو یه آوانس میدیم ، میگه چی؟
میگن اینجا 2 نوع جهنم داریم یکی جهنم ایرانی ها و یکی جهنم خارجی ها.
میپرسه فرقش چیه؟
میگن تو جهنم خارجی ها هفته ای یک بار قیـر داغ میریزن تو دهنتون اما تو جهنم ایرانی ها هر روز.
خلاصه میگه من میرم تو جهنم خارجیا.
یه چند ماه بعد میبینه اینجا خیلی ناجوره میگه خوب شد تو جهنم ایرانی ها نرفتم که کارم زار بود اما بد نیست یه سری به اونها بزنم تا به اینجا راضی باشم خلاصه میره میبینه همه نشستن دارن حرف می زنند خبری هم از قیر داغ نیست ،می پرسه: جریان چیه؟
میگن: بابا اینجا یک روز قیر نیست ، یک روز قیف نیست ، یه روز قیر و قیف هست اما مامورش نیست!
**********************************
به یکی میگن: چرا همش داری دور میدوون با ماشینت میچرخی؟
می گه: راهنمام گیر کرده!!
******************************
یکی کولرش خراب میشه، به بچه هاش می گه: مگه نگفتم 4 نفری جلو کولر نشینید.
***************************
دو نفر میرن تهران یک فولکس قورباغه ای میخرن، برمیگردن طرف شهرشون.
نزدیکای شهرشون یهو فولکسه خاموش میشه، هرکار میکنن دیگه روشن نمیشه. یکیشون برمیگرده به اون یکی میگه: برو نگاه کن ببین ماشین چه مرگش زده.
اون یکی درِ کاپوتو باز میکنه، یک نگاه میکنه با تعجب میگه: بیا که ماشین موتور نداره!
خلاصه اولی پیاده میشه میاد یک نگاه میندازه، میگه: برو از صندوق عقب ابزار بیار، خودم درستش میکنم!
اون یکی میره درِ صندوق عقب رو وا میکنه، یهو داد میزنه: بیا که از تهران تا اینجا دنده عقب اومدیم



طبقه بندی: جك، 
ارسال توسط علی

آخرین مطالب
نظر سنجی
دانشمندان مورد علاقه خود را انتخاب کنید(یک یا چند تا)











داغ داغ
امکانات جانبی